او می مکد طراوت گل ها و بوته های افریقا را
او می مکد تمام شهد گلهای آسیا را
شهری که مثل لانه ی زنبور انگبین
تا آسمان کشیده
و شهد آن دلار
یک روز
در هرم آفتاب کدامین تموز
موم تو آب خواهد گردید
ای روسپی عجوز ؟
محمد رضا شفیعی کدکنی
آوریل 28, 2010 در 14:14 (شعر)
او می مکد طراوت گل ها و بوته های افریقا را
او می مکد تمام شهد گلهای آسیا را
شهری که مثل لانه ی زنبور انگبین
تا آسمان کشیده
و شهد آن دلار
یک روز
در هرم آفتاب کدامین تموز
موم تو آب خواهد گردید
ای روسپی عجوز ؟
محمد رضا شفیعی کدکنی
آوریل 22, 2010 در 19:14 (یادداشت های روزانه, عکس)
مدتها است که دیگر عکاسی آماتوری را هم کنار گذاشتهام… البته این خیلی به ارادهام نبوده، که دوربین پاور شاتی که با آن مشق عکاسی میکردم در راه باز ماند و تنهایم گذاشت. حالا به عکاسی لحظهها رو آوردهام و خیلی دنبال سوژه نمیروم. اگر سوژهای خودش لطف و مرحمت کرد و خودی نشان داد و من حسش را داشتم و حوصلهام شد در قاب دوربین تلفن همراهم ثبت میشود و الا…
چند شب پیش در نگارخانه ایرانی عضو شودم و تصمیم گرفتم عکسهایی را که گرفتهام و شاید خواهم گرفت آنجا بگذارم تا شاید…
آوریل 19, 2010 در 18:41 (یادداشت های روزانه)
البته انسان باید شاکر باشد و انشاالله که ما هم شاکریم. خدایا تو را برای همه چیز شکر میکنیم. اما فروردین برای ما ماه خوشآیندی نبود و شاید هم البته ما اشتباه میکنیم.
البته فکر میکنم از بهمنماه اتفاقی افتاده است و ماهی و شاید دو هفتهای بر من نباید بگذرد بدون خبر درگذشت دوست یا آشنایی…
حدود هشتم و نهم فروردین پدر خانم دایی ام بدرود حیاط گفت. پدر مصطفی مستور…
و امروز خبر درگذشت پدر شوهر عمهام را شنیدم… این هر دو آخرین پدربزرگهای اقواممان بودند. خدایشان بیامرزد. آمین.
آوریل 11, 2010 در 01:19 (یادداشت های روزانه)
شبی از شبها تو مرا گفتی شب باش. من که شب بودم و شب هستم و شب خواهم بود، شب شب گشتم که تو فانوس نظرگاه شب من باشی…
بهانه: دیدن بهروز رضوی و خوانش شعری از او در دوقدم مانده به صبح و یادی از صدای او در ابتدای میعاد شبانه در افکار و خاطراتم
آوریل 9, 2010 در 02:09 (یادداشت های روزانه)
درباره کارگردانی نوشتهی دیوید ممت و ترجمهی احمد دامود. کتاب کم حجمی و ساده ای بود اما فوقالعاده هیجان انگیز و پرشور. بجز کارگردانی فیلم نحوهی کارگردانی نمایشی را و زبان هنر نمایش را میآموزد. کسی که این کتاب را خوانده باشد بیشتر متوجه میشود که چرا فیلمهایی نظیر اخراجیها نه فیلم است و نه سینما. البته به درک فیلم هم کمک میکند اما موضوعش درک فیلم نیست. از مجموعه کتابهای منبع کارشناسی ارشد کارگردانی نمایش است. بیشتر از آنچه که توصور میکردم اثر گذار بود و لذت بخش.