پشيمانم…

متنفرم از قضاوت. دوست ندارم بگويم دستگاه قضايي مان سالم نيست اما بعضي از قضات خون آدمرا به جوش مي آورند تا آنجا كه…

و حيف و صد حيف كه اين شريح هاي قاضي كم نيستند.

و حالا كار به جايي  رسيده كه پشيمان شدم از اينكه روزي آرزوي قضاوت داشتم.

پشيمانم

________

توضيح: يادگار زيارت مشهد!

درد دلی با…

بعد از سال‌ها پیکر علی هاشمی پیدا شد…

ولی راستش را بگویم دل دل می‌کردم که شهید نشده باشد و یک روز بالاخره بازگردد. وقتی خبر پیدا شدن پیکر مطهرش را شنیدم اول ناراحت شدم اما بعد خوشحال. با خود هرچه کلنجار رفتم دیدم حساب‌ها درست از آب درنمی‌آید اگر او شهید نشده بود.

هر چند که باید بنویسم و آنقدر بنویسم که از نفس بیافتم اما الان که این سطور را می‌نگارم عازم مشهدم. امام رئوف(ع) که تمام من به فدایش باز هم مرا دعوت کرده است و نمی‌دانم چه بگویم…

انشاالله از سفر که بازگشتم یا شاید هم اگر توفیقی شد در جوار حرم مطهرش درد دلی با او خواهم داشت درد دلی با اسطوره‌ای بنام علی هاشمی.

در ستایش بومی بودن

قبل‌التحریر:

تلوری به دلم ننشست…

یکی از همسایگانمان دکتر احمد سواری که شناخت زیادی هم از او ندارم بدجوری خرابم کرده است! شناخت من از دکتر سواری در حد ندیدن او و شنیدن اوصاف اوست و حرف برای گفتن از او بسیار است…

اما به اندکی بسنده می‌کنم. که دکترای علوم دریایی یا چیزی در این رابطه است و او که استاد پروازی دانشگاهای بسیاری در کشور است شخصیت عجیبی دارد و یا شاید در نگاه من و ما عجیب می‌آید از بس خلاف عادت دیده‌ایم. خانه‌ای دارد در کانادا و گاهی از اوقات به آنجا می‌رود اما به ایران باز می‌گردد و در همین کمپلو ساکن است… فرزندانش را نه به مدرسه‌ی غیرانتفاعی فرستاده و نه به دانشگاه آزاد! یکی از فرزندانش متولد انگلیس است و بعد از تحصیل در آنجا باز به ایران آمده و باز هم اهواز! دیگری از فرزندانش کارشناسی ارشد کاندا درس خوانده و به ایران آمده با این بهانه! که از زندگی در غیر از ایران خوششان نمی‌آید!!

ماندن دکتر سواری در ایران و عجیبتر در اهواز که برایش امکان زندگی و کار هم در خارج از ایران فراهم است و هم در غیر از اهواز برایم عجیب است و عجیبتر از عجیب این است که چرا مثل خیلی‌های دیگر که وقتی به دوران! می‌رسند می‌روند و در مناطق هم‌دوران!! خود، همان کیانپارس خودمان!!! ساکن می‌شوند ساکن نمی‌شود.

شاید هم من خیلی بی خودی هیجان زده می‌شوم! خب اشکالی ندارد… بالاخره کم ندیده‌ایم کسانی را که برای اثبات خود و گفتن ما هم هستیم!! کیانپارس نشین شده‌اند و یا به تهران رفته‌اند و تعویض روغنی باز کرده‌اند!!! و فرموده‌اند که نمی‌شود در اهواز زندگی کرد کار ما گیر تهران است!!! و تهران گیر ما!!!!!!!!!

بگذریم. شاید چرند می‌گویم. بگذریم… دکتر سواری که نه تهران نشین شده است و نه کیانپارس نشین.

بعدالتحریر:

العاقل یکفیه الاشاره

ــــــــــــــــــــــــــــــــبخوانید در این زمینه‌ــــــــــــــــــــــــــــــــ

نفس کشیدن در هوای شرجی و خوردن آب کارون

خوشحالم

روز 5شنبه فهمیدم هنوز نور عدالت‌خواهی در وجودم خاموش نشده است و برای همین خدا را هزاران بار شکر می‌کنم.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بعدالتحریر:

بحث کوتاهی با استاد حقوق کار داشت‌م ماحصل آن صحبت‌ها و حرف‌ها نتیجه‌ای شد که در وجودم شعله کشید. البته هاشمی رفسنجانی هم در این میان بی نقش نیست!

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.