قبلالتحریر:
تلوری به دلم ننشست…
یکی از همسایگانمان دکتر احمد سواری که شناخت زیادی هم از او ندارم بدجوری خرابم کرده است! شناخت من از دکتر سواری در حد ندیدن او و شنیدن اوصاف اوست و حرف برای گفتن از او بسیار است…
اما به اندکی بسنده میکنم. که دکترای علوم دریایی یا چیزی در این رابطه است و او که استاد پروازی دانشگاهای بسیاری در کشور است شخصیت عجیبی دارد و یا شاید در نگاه من و ما عجیب میآید از بس خلاف عادت دیدهایم. خانهای دارد در کانادا و گاهی از اوقات به آنجا میرود اما به ایران باز میگردد و در همین کمپلو ساکن است… فرزندانش را نه به مدرسهی غیرانتفاعی فرستاده و نه به دانشگاه آزاد! یکی از فرزندانش متولد انگلیس است و بعد از تحصیل در آنجا باز به ایران آمده و باز هم اهواز! دیگری از فرزندانش کارشناسی ارشد کاندا درس خوانده و به ایران آمده با این بهانه! که از زندگی در غیر از ایران خوششان نمیآید!!
ماندن دکتر سواری در ایران و عجیبتر در اهواز که برایش امکان زندگی و کار هم در خارج از ایران فراهم است و هم در غیر از اهواز برایم عجیب است و عجیبتر از عجیب این است که چرا مثل خیلیهای دیگر که وقتی به دوران! میرسند میروند و در مناطق همدوران!! خود، همان کیانپارس خودمان!!! ساکن میشوند ساکن نمیشود.
شاید هم من خیلی بی خودی هیجان زده میشوم! خب اشکالی ندارد… بالاخره کم ندیدهایم کسانی را که برای اثبات خود و گفتن ما هم هستیم!! کیانپارس نشین شدهاند و یا به تهران رفتهاند و تعویض روغنی باز کردهاند!!! و فرمودهاند که نمیشود در اهواز زندگی کرد کار ما گیر تهران است!!! و تهران گیر ما!!!!!!!!!
بگذریم. شاید چرند میگویم. بگذریم… دکتر سواری که نه تهران نشین شده است و نه کیانپارس نشین.
بعدالتحریر:
العاقل یکفیه الاشاره
ــــــــــــــــــــــــــــــــبخوانید در این زمینهــــــــــــــــــــــــــــــــ
نفس کشیدن در هوای شرجی و خوردن آب کارون
0.000000
0.000000