پشيمانم…

متنفرم از قضاوت. دوست ندارم بگويم دستگاه قضايي مان سالم نيست اما بعضي از قضات خون آدمرا به جوش مي آورند تا آنجا كه…

و حيف و صد حيف كه اين شريح هاي قاضي كم نيستند.

و حالا كار به جايي  رسيده كه پشيمان شدم از اينكه روزي آرزوي قضاوت داشتم.

پشيمانم

________

توضيح: يادگار زيارت مشهد!

2 دیدگاه

  1. مه 16, 2010 در 20:20

    قاضی که اون بالا نشسته یه روز مثل ماها دانشجو بوده و آرمان گرا،اون هم مثل ما دم از عدالت و… میزد اما حالا چی؟شما نباید از آرزوی قضاوت پشیمون باشید بلکه باید سعی کنید اون صندلی رو از چنگ نا اهلاش در بیارید و خودتون بر مبنای عدالت علوی قضاوت کنید! یاحق

  2. haji گفت،

    مه 29, 2010 در 05:01

    سلام وبلاگ جالبی دارید
    منم 3 تا وبلاگ دارم، یکیش اسمش ابابیله.
    اگر تونستید یه سر بزنید.
    یاعلی


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.